هانی با پسرخاله
دارم با حاتم بازی میکنم ؛ خاله جونم بچشو سپرده به من تا باهاش بازی کنم ! بین خودمون باشه چند دقیقه قبلش حسابی از دستم کتک خورده ؛ و منم به دلیل عذاب وجدان ؛ دارم هلش میدم که بهش خوش بگذره ! شیدا داره ادای منو در میاره و حاتم هم به دور دورا می اندیشه ! ها بازم ماییم ! ا اینم یک عکس تکی از هانی خندان ؛ خوشتون اوووووووووووومد ! ...
نویسنده :
از زبان هاني
22:46










